نقش سیّدالشّهداء در تحقق هدف خلقت
نقش سیّدالشّهداء در تحقق هدف خلقت:[594]حضرت احدیت هدف هستی را این گونه معین فرموده است که:«جن و انس را نیافریدم جز برای عبودیت»...عبودیت مسیر تربیت بشریت است. عبودیت سیر به سوی اللّه است و به لقاء اللّه و در مدارج عالی به «مظهریت حق» ختم می گردد. خداوند می خواهد که انسانها در مسیر کمال الهی حرکت کنند و به قرب او برسند و برای تحقق این هدف برای انسان دو وسیله قرار داد: کتاب و راهنما. خداوند برای اشرف مخلوقات خویش راهنمایانی قرار داده تا مسیر عبودیت را به او نشان دهند تا به قدر ظرفیت خود در آن ترقی کند. شریعت از زمان حضرت آدم(ع) به تدریج به نسبت ظرفیت بشر نازل شد تا با بعثت خاتم پیامبران(ص) به کمال رسید:«و تَمَّت کلمه رَبّکَ صدقاً و عدلاً».پیامبران در طول تاریخ برای تبلور مسیر عبودیت رنج های جانکاه را متحمل گشتند و حضرت ختمی مرتبت(ص) از آن میان بیشترین رنجها را تحمل نمود تا جایی که فرمود: «هیچ پیامبری به اندازۀ من آزار ندید».پس از رحلت ایشان، چشمۀ جوشان شریعت مسموم شد و در عرض نیم قرن، آئین تامّۀ الهی آهسته آهسته از محتوا خالی شده و ظرف آن از رسوم منسوخ شدۀ جاهلیت پر گردید. اعراب شبه جزیرۀ عرب دیگر لات و عزّی را نمی پرستیدند، اما به جای آنها معاویه و یزید را می پرستیدند که با سلب قدرت تفکر از مردم، بر مسند اوصیای پیامبر اسلام(ص) تکیه زده و خود را خلیفۀ رسول اللّه و امامان مفروض الطاعه معرفی می کردند. معاویه که یکی از ده سیاستمدار تاریخ لقب گرفته است، محو اسلام را در دستور کار سلسلۀ اموی قرار داده بود. وی دائماً می گفت: «دفناً دفناً[595]... به خدا قسم کاری می کنم که نامشان(رسول خدا و عترت پاک) در دل خاک تیره به کلی مدفون گردد و به کمتر از این رضایت نخواهم داد». خود یزید می گفت: «لعبت هاشم بالملک فلا خبرٌ جاء و لا وحیٌ نزل؛ بنی هاشم برای دستیابی به فرمانروایی با مردم بازی کردند، نه خبری(از آن عالم) آمده و نه وحیی در کار بوده است»[596] اینجا بود که حسین بن علی(ع) برای اصلاح امّت و احیای دینِ جد خویش، تنها راه را خلق حماسۀ خونین عاشورا دید و فریاد بر آورد که: «اگر دین جدّم جز با قتل من بر جای نمی ماند، پس ای شمشیرها مرا در بر گیرید».

آن حضرت با عظمتِ این ایثار، امّت اسلامی را از خواب سنگین غفلت بیدار نموده و مسیر عبودیت اللّه را که به عبودیت شیطان منحرف شده بود تا قیام قیامت روشن نمود؛
«ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجات».
امام باقر(ع) فرمود: «امام حسین(ع) خون خویش را بذل نمود تا افتادگان در گمراهی را تا روز قیامت نجات بخشد». اگر قیام سیدالشّهداء نبود، زحمات تمامی انبیای الهی بر باد می رفت چرا که وی چراغ هدایت دین تامّۀ الهی را با خون خود، دوباره و برای همیشه بر افروخت و آیات قرآن را با خون خود بازنویسی کرد.
*. اگر حسین(ع) نبود، از رسالت عظیم پیامبر اسلام(ص) نیز چون رسالتهای پیامبران پیشین جز نامی باقی نمانده بود. از این روی است که گفته شده:«الاسلامُ نبویُّ الحدوثِ و حسینیُّ البقاء... حدوث و ایجاد اسلام به دست پیامبر(ص) و بقای آن به دست امام حسین(ع) است».
و از این روی است که به آن حضرت چنین سلام داده می شود:
«...السّلام علیک یا وارث نوح نبیّ اللّه. السّلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل اللّه»
«السّلام علیک یا وارث موسی کلیم اللّه. السّلام علیک یا وارث عیسی روح اللّه»
«السّلام علیک یا وارث محمّد حبیب اللّه...»
*ندای«هَل مِن ناصرٍ یَنصُرنیِ»حسین(ع) خطابی است به تمامیِ انسانها برای یاریِ «حق» از روز عاشورا تا روز ظهور خونخواه موعود(عج) که سرانجام نظام ظلم جهانیِ امروز را که وارث انحراف سقیفه است، سرنگون کند.
فرشتگان به طور پیوسته بین زمین و آسمان حرم حسینی در آمد و شدند؛ گروهی برای زیارت فرود آمده و گروهی بالا می روند. برای آشکار شدن گوشه ای از عظمت امام حسین(ع) و جایگاه رفیع ایشان نزد حضرت احدیت، اين قول بسنده است كه: «زائر امام حسين(ع) به منزلۀ كسي است كه خداي را در عرشش زيارت نموده است»-تهذيب؛ج6- وسائل الشيعه؛ج14. امام صادق(ع) نيز روی به سوی آسمان کردن و سلام دادن بر آن حضرت از راه دور با عبارت: «السّلامُ علیکَ یا اباعبدالله، السّلامُ علیکَ و رحمهُ الله و برکاته» را معادل ثواب حج و بلکه بیشتر بر شمرده اند(بدیهی است که قول معصوم مطلقاً از باب غلوّ نمی باشد). آن حضرت همچنين فرمود: «به خدا سوگند اگر در فضيلت زيارت امام حسين(ع) و فضيلت مرقد ايشان به شما مي گفتم به كلّي حج را ترك مي كرديد و هيچ يك از شما حج نمي نمود»- كامل الزياره؛ ص267. امام حسين(ع) در راه رضايت و محبت خداوند، مال و جاه و آبرو و برادران و فرزندان و روح و حتي بدنش را پس از قرباني شدن در راه خداوند بذل نمود، بنا بر اين طبيعي است كه خداوند پاداشهاي عظيم براي زائرين و خادمين آن حضرت قرار دهد.
از اول خلقت تا آخر، هیچ مصیبتی با این شدت برای هیچ مخلوقی روی نداده و نخواهد داد. در حديث است كه: «اولين چيزي كه قلم بر لوح نوشت قتل حسين(ع) بود». چنان كه اشاره شد، صحنه عاشورا يكي از صحنه هايي بود كه به فرشتگاني كه درباره خلقت انسان در ترديد بودند نشان داده شد. بنابر اين واقعه عاشورا در خلقت محوريت دارد و در اين صورت يك شيعه حقيقي با چه توجيهي مي تواند در پي نعمت و راحت دنيا باشد...؟ يكي از تعاريف «تقوا» در كلام اميرالمؤمنين(ع) «ترجيح دادن رنج بر راحت » است.
جایگاه مهم شعائر حسینی: قیام امام حسین(ع) و خون آن حضرت، نماد حیات دین الهی است. خون حسین(ع) با ریخته شدن بر زمین در پیکر تشیّع جریان یافته و به تاریخ و نسل های بشر اعلام می کند که دین تامّه و کاملۀ الهی زنده و باقی است، هر چند که به سبب عدم رشد و شایستگیِ بشریت در انزوا به سر می برد. قلب تپندۀ تشیّع در کربلاست. از همین روست که لنین، رهبر انقلاب کمونیستی روسیه گفت: «کربلا را نابود کنید تا دین نابود گردد». فاجعۀ کربلا نماد مظلومیت اوصیای خاتم پیامبران الهی(ص) است. رسول خدا(ص) فرمود: «قتل حسین(ع) در دلها آتشی می افروزد که هرگز خاموش نمی شود». حسین(ع) نوری است تابان تا نسل اندر نسل هدایتگر انسانهای مستعد و پاک به سوی دین برگزیدۀ الهی باشد. از این رو پیشوایان تشیع علیهم السّلام بر ذکر و تبلیغ مصیبت آن حضرت تأکید بسیار نموده اند، و استعمارگران نیز سه قرن است که به انحاء گوناگون برای اطفای فروغ آن تلاش می کنند اما ارادۀ الهی بر این قرار گرفته است که این نور هرگز خاموش نشده و با وزش باد فروزان تر گردد.
«می خواهند نور خدا را با دهانهاشان خاموش سازند، اما خداوند نور خود را کامل می سازد هر چند کافران کراهت داشته باشند. او خداوندی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر تمامی ادیان چیره سازد هر چند مشرکان کراهت داشته باشند»- صف؛ 9-8.
برآمدن حاجتهای بزرگ در پیِ برگزاری مجالس سوگ اهل بیت علیهم السّلام خود نشاندهندۀ اهمیت آن است. به تحقیق تجربه شده است که تا هفتاد برابر مبلغی که صرف برگزاری این مجالس گردد به هزینه کننده باز می گردد. مولوی در دفتر پنجم مثنوی، اشعاری در طعن عزاداران سیدالشهداء(ع) دارد و خطاب به ایشان می گوید که نباید برای آن حضرت عزاداری کنند بلکه اگر به زندگی اخروی ایمان دارند باید شهادت ایشان را جشن بگیرند و عزاداری برای آن حضرت از بی اعتقادی و کفر به حیات حقیقیِ اخروی نشأت می گیرد. اما این توضیح ضروری است که فلسفۀ عزاداری عاشورا زنده نگاه داشتنِ تشیّع علوی و اعلام مظلومیت و انزوای مذهب تامّه و کاملۀ الهی و انتظار برای ظهور خونخواه موعود و حاکمیت حکومت عدل الهی است. این عزا، عزای استقرار حاکمیت ظلم و بسته شدن باب رحمت الهيِ حاكميت «خليفه الله» در زمین براي مدتي طولاني و نامعلوم است. این مراسم عزا، وسیلۀ ابلاغ پیام عاشورا در طول قرون بوده تا حکومتها دلیل و بهانه ای برای ممانعت از آن نداشته باشند. سید نتاهو(ره)، از علمای شیعه در مقتل خویش می نویسد: «اگر نبود امتثال امر کتاب و سنّت در پوشیدن لباس مصیبت به سبب نابود شدن نشانه های هدایت، ما در شهادت حسین(ع) لباس مسرّت بر تن می کردیم». خداوند برپایی و حفظ دین خویش را در گرو تلاش، رنج، ایثار و شهادت چهارده معصوم علیهم السلام و نیز ماتم شیعیان بر مصائب ایشان در دورۀ انتظار برای ظهور قائم ایشان قرار داده است. ضمناً نباید نقش بسیار مهم گریستن در تصفیه و تطهیر قلب را از نظر دور داشت.
تذکر مهم دربارۀ سوگواری برای حضرت سیدالشّهداء(ع): مرحوم شیخ عباس قمی در پایان کتاب نَفَس المَهموم در نصایح و مواعظی برای اهل منبر چنین می نویسد: «سخنی نگوید که از آن برای اباعبدالله الحسین(ع) و خاندان گرامی او العیاذبالله خواری فهم شود* زیرا آن حضرت سرور سرفرازان و حمیت کشان بود که جان دادن زیر شمشیر را بر خواری(تسلیم) برگزید و به آواز بلند فریاد زد: «هلا دعی بن دعی مرا میان دو امر مخیّر داشته: شمشیر برهنه یا ذلت تسلیم؛ ولی هیهات منّا الذّله...چه دور است خواری از ما، خدا و رسول او و مؤمنان آن را بر ما نپسندند».
*این از انحرافات خطرناکی است که در مصاحبۀدكتر مايكل برانت، معاون ارشد سابق سازمان اطّلاعات مركزى آمريكا(C.I.A) و عضو فعال بخش شیعه شناسی این سازمان به ترویج آن اشاره شده است. ر.ک: عنوان «آخرین نبرد؛ صهیونیزم و تشیّع».
شبیه درآوردن در تعزیه خوانی نیز از اعمال شیطانی است. اولین کسانی که شبیه در آوردند، زن و شوهری بودند که پس از قیام مختار به دستور وی سوزانیده شدند (شیطان در کمینگاه؛ نعمت الله صالحی حاجی آبادی، انتشارات گلهای بهشت). مراجع و علمای بزرگی چون سیدابوالحسن اصفهانی، میرزای قمی، کاشف الغطا و شهید ثانی و... چنین اعمالی که موجب وهن تشیّع است را در رساله های خود حرام اعلام کرده اند.