نظرات بزرگان اهل سنت دربارۀ امام صادق(ع)
نظرات بزرگان اهل سنت دربارۀ امام صادق(ع):[641]ذهبی، استوانۀ علمیِ اهل سنّت در تاریخ اسلام؛ ج9، ص93 دربارۀ امام صادق(ع) می نویسد: «مناقب و فضائل جعفر، بسیار زیاد است و صلاحیت داشت كه خلافت را عهده دار گردد». در سیر اعلام النبلاء؛ ج13، ص120 آمده است: «جعفربن محمد دارای عظمت والایی بود و از پیشوایان علم بود و از ابو جعفر منصور، اولی به امر خلافت بود».
مالك بن أنس، رئیس مذهب مالكی ها که افتخار شاگردی امام صادق(ع)را دارد، میگوید: «هیچ چشمی ندیده و گوشی نشنیده و بر قلب كسی خطور نكرده است كه در میان بشر كسی افضل باشد از جعفر صادق».[642] ابن حجر عسقلانی و ابن خلّكان و دیگران صراحت دارند بر این كه: «امام صادق به سبب صداقتش ملقّب به صادق شد. فضائل امام صادق فراتر از این است كه بتوان بر زبان آورد».[643] ابنتیمیه هم صراحت دارد: «تاكنون مانند امام صادق به دنیا نیامده است و شخصیتهای چهارگانه، علم خود را از او گرفته اند. مالك بن انس، ابن عیینه، شعبه، ابن جریج، یحیی بن سعید و... از امام صادق اخذ روایت كرده اند و افتخار شاگردی او را دارند».[644]آلوسیِ وهابی که كتابهای زیادی در تقویت مبانی وهابیت نوشته است كه از جملۀ آنها كتاب مختصر تحفه اثنی عشریه است. در صفحۀ55 این كتاب صراحت دارد كه: «ابوحنیفه از اهل سنت است و با افتخار میگوید: اگر آن دو سال نبود، نعمان(ابو حنیفه) هلاك شده بود. یعنی دو سالی كه در محضر درس امام صادق بودم و ایشان از مدینه به كوفه هجرت كرده بود».
ابوحنیفه همچنین گفته بود: « كسی را از جعفر بن محمد فقیهتر نیافتم». اما وی پس از این که در راستای سیاست مقابله با مذهب تشیع از سوی حکومت مورد حمایت قرار گرفت، گفت: «بنای من این است که هر چه جعفربن محمد می گوید، خلاف آن گویم». در مورد مذهب و فتاویِ ابوحنیفه نقل است که: «بنا شد شخصی در حضور سلطان محمودبن سبکتکین(که حنفی مذهب بود) نمازی مطابق با فقه و فتاوی ابوحنیفه بخواند. آن شخص لباسی از پوست دباغی شدۀ سگ پوشید و با شراب خرما وضو گرفت و رو به قبله ایستاد و به فارسی تکبیره الاحرام گفت و به جای حمد و سوره، ترجمۀ فارسی کوتاه ترین آیۀ قرآن(«مُدهامَّتان»؛الرحمان؛64 به معنیِ«دو برگ سبز») را خواند و دو سجدۀ سریع و بی فاصله از هم نمود و در پایان نیز با حَدَثی از نماز خارج شد. سلطان محمود گفت: اگر چنین نمازی در مذهب حنفی جایز نباشد گردنت را خواهم زد. سپس دستور داد تا کتب حنفی ها را مطالعه نمایند و ببینند که آیا ابوحنیفه آن نماز را درست می داند یا نه. پس از تحقیق و مطالعه به وی گفتند که آن نماز از نظر ابوحنیفه بلااشکال است. سلطان محمود نیز پس از شنیدن این سخن از مذهب حنفی دست کشید و شافعی شد».[645]
مزی که از استوانههای علمی رجالی اهل سنت است در كتاب تهذیب الكمال، از جمله شاگردان امام صادق(ع)، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، شعبه، مالك بن أنس، ابوحنیفه، یحیی بن سعید قطان را نام می برد.[646] ابن ابى الحديد مىنويسد: «فقه مذاهب اربعه اهل سنّت به فقه الصادق(ع) باز مىگردد»- شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1، ص 18.
*با توجه به این كه در سالهاى اخیر، در جوامع اسلامى مشكلات رو به افزایش گذاشته، برخى از دانشمندان و فقهاى روشنفكر اهل سنت دریافته اند كه احادیث صحیح رسیده از پیامبر(ص) در میان كتب اهل سنت خیلى اندك و غالب فتاواى فقها برخاسته از قیاس و استحسانات عقول بشرى است. از این رو، فقهاى ژرف اندیش اهل سنت براى حل برخى از معضلات پیچیده جامعۀ معاصر، ناگزیر به سوى علوم اهل بیت عصمت و طهارت که به منبع وحی متصل است توجه كرده و مطابق فقه آل محمد(ص) فتوا صادر می كنند -خوانندگان محترم می توانند برای کسب اطلاع دقیق از این فتاوی به منبع(www.valiasr-aj.com) مراجعه فرمایند- بیانات شگفت انگیز و اعجازآمیز دوازده امام تشیّع در فقه، علوم، نجوم، طب، تربیت، روانشناسی، جامعه شناسی و... (که مؤید پیشرفتهای علمیِ معاصر بوده و کوچکترین مطلب نادرستی در آن وجود ندارد و با شرح جزئیات ثقل اکبر-قرآن- از هیچ نکتۀ کوچک و بزرگی در حیات دنیوی و اخروی انسان فروگذار نکرده است) اتصال آن را به منبع وحی محرز ساخته و حجّت را بر آگاهان و روشن بینان جهان تمام می سازد. حضرت علی بن موسی الرّضا(ع) فرمودند:«اگر مردم زیباییهای کلام ما را ببینند، جلب فرهنگ ما میشوند». تبیین احکام و نیز حل مسائل پیچیده ای که در جامعۀ انسانی به طور طبیعی پیدا می شود، تا روز قیامت بر عهدۀ دوازده وصیّ معصوم پیامبر خداست که به نام، معرفی شده اند. جابربن عبداللّه انصاری می گوید: چون آیۀ«فَسئلوا اهل الذّکر ان کنتم لا تعلمون...پس از اهل ذکر بپرسید اگر خود نمی دانید»نازل شد، علی(ع) فرمود:«نحنُ اهل الذّکر...اهل ذکر ما هستیم»-تفسیر طبری، تفسیر دُرّالمنصور. مسائل بسیار پیچیده ای که تنها در امور اجتماعی برای خلفاء رخ داد و استمداد ایشان از امیرالمؤمنین(ع) و احکام و قضاوتهای شگفت انگیز آن حضرت و اذعان خلفاء به این که اگر علی نبود ایشان هلاک شده بودند، خود به تنهایی نمایانگر اهمیت امر امامت در اکمال مذهب تامۀ الهی است.
صفار در كتاب بصائر الدرجات از امام صادق(ع) نقل كرده كه فرمود:«اگر ما به رأى خود سخن گوییم هلاك خواهیم شد، و آن چه بیان مى كنیم برگرفته از آثار پیامبر گرامى(ص) است كه ریشۀ آن علم را از پدران بزرگ خود به ارث برده ایم و از آن به شدّت محافظت مى كنیم همان گونه كه مردم از طلا و نقرۀ خویش محافظت مى كنند».[647]