Loading...

صفحه اصلی

امام رضا(ع) و اقامۀ نماز عید فطر

 

امام رضا(ع) و اقامۀ نماز عید فطر:در همان سالی که ولایتعهدی بر عهدۀ امام(ع) قرار گرفت، مأمون از ایشان خواست تا نماز عید را اقامه نماید. امام شروط خویش در پذیرش ولایتعهدی را به مأمون یادآور شد، اما مأمون بر این درخواست پافشاری کرد. امام(ع) نیز قبول نمود، اما شرط کرد که وی همچون رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نماز را اقامه خواهد نمود. مأمون نیز قبول کرد و دستور داد تا مقامات کشوری و لشگری همراه با عموم مردم بامداد روز عید در برابر خانۀ امام(ع) حاضر شوند. در دستگاه عباسی رسم بر این بود که امام جماعت هر سال برای حضور در نماز عید، با تشریفات خیره کنندۀ حکومتی در میان مقامات کشوری و لشگری به سوی مصلّا حرکت کند.

صبح روز عید، مردم و مقامات در انتظار خروج امام(ع) بر آستان منزل ایشان گرد آمده بودند که ناگهان در میان بهت و حیرت ایشان، امام(ع) با پای برهنه از منزل خارج شد در حالی که پیراهن سفید ساده ای بر تن داشت که دامن آن را تا میان ساق بالا زده بود و عمامۀ سفیدی از کتان نیز بر سر داشت که یک سر آن را به سینه و سر دیگر آن را میان دو شانه افکنده بود. اصحاب امام(ع) نیز طبق دستور ایشان، به همین شیوه آن حضرت را همراهی می کردند. آن حضرت پیش از خروج از منزل، سر به آسمان نموده و تکبیر گفت و پس از خروج از منزل نیز ایستاد و تکبیر گفت. در این حال مقامات کشوری و لشگری برای کاستن از دامنۀ رسوایی حکومت، در تلاش برای همرنگی با امام(ع) به سرعت بندهای چکمه ها را با کارد بریده و زیورآلات را از خود بر کندند. امام(ع) سومین تکبیر را بر زبان آورد و فریاد تکبیر مردم با امام(ع) لرزه بر پیکر حاکمان افکند که؛ مبادا علی بن موسی(ع) در چنین جوّی، با ایراد سخنانی مؤثر، تودۀ مردم را از خواب غفلت بیدار ساخته و فتنه ای با ابعادی ناشناخته در پایتخت عباسی ایجاد نماید. بنابر این، به سرعت مأمون را در جریان امر قرار دادند و وی نیز پیکی را به سوی امام(ع) فرستاد با این پیغام که: ای فرزند رسول خدا، ما با اصرار خود مبنی بر اقامۀ نماز شما را به زحمت افکندیم و بیش از این راضی به رنج شما نیستیم، بنابر این بازگردید و اجازه دهید تا کسی که پیش از این اقامۀ نماز را بر عهده داشت، این بار نیز آن را انجام دهد.