Loading...

نظامِ متقَنِ کیفر- پاداش

 

نظام متقنِ کیفر- پاداش: كوچكترین اعمال انسان و آثاری كه وی در سیر لحظات حیات از خود بر جای می گذارد حساب دقیقی دارد كه اگر انسان از آن آگاه شود از وحشت بر خود خواهد لرزید. حتی ناخودآگاه پای نهادن بر مورچه ای بازخواست خواهد داشت. نظام دنیا بر پایۀ اصل: كیفر- پاداش قرار دارد.

«اگر نیکی کنید به خود می کنید و اگر بدی کنید به خود می کنید...». [1143]

«... هر كس به وزن ذرّه ای نیكی كرده باشد آن را می بیند. و هركس به وزن ذرّه ای بدی كرده باشد آن را می بیند». [1144]

«ای مردم، نتیجه ظلم شما به خود شما باز می گردد». [1145]

و: «...هر كس از شما ستم كند، عذابی بزرگش می چشانیم». [1146]

اثر هرگونه آزار رسانی به هر ذی روحی، در عالم معنا باقی می ماند. حجاب دنیا و تن مانع از این است که این اثر به صورت مستقیم و فوری متوجه آزار رساننده گردد(گرچه بخشی از آن از مجاری گوناگون در زندگی دنیا به انسان خواهد رسید) ولی در ماورای مرگ که روح زُبده و عریان می گردد، با صورت آلام و نیز نفرین های موجود آزار دیده مواجه گشته و این برای روح، شکنجه ای جانکاه است. شاید بی ارتباط با امر حساسیت و لطافت روح عریان نباشد که پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «مردگان را دشنام ندهید، چه آنان بدانچه از پیش فرستادند رسیدند».

خداوند در كتاب خویش برای انسان بیان فرموده كه چه می پسندد و چه چیز را ناخوش می دارد و حجّت را بر انسان تمام نموده است. اگر انسان بر اساس معیارهای توهّمی و خود ساخته و یا مرسوم شده در این قرنِ حاکمیت شیطان، ارزشهای خویش را تعریف نموده و رفتار نماید(در صورتی كه با معیارهای الهی تقابل پیدا كند) مستحق دریافت ضربه ای می گردد. به عنوان نمونه، اگر مرد یا زنی با ارتكاب خطای سرنوشت سازِ نمایش اندام خود، نقشی در انحراف و به گناه افكندن فردی ایفا كند، با توجه به حساسیتی كه بر مسائل جنسی در عالم قدس وارد است، ضربه ای سخت دریافت خواهد كرد؛ اگر سعادتمند باشد، در دنیا و اگر نه، در پسِ مرگ. ( ای بسا زنی بی حجاب که هیچ رابطه ای خارج از چارچوب ازدواج نداشته است، در نامۀ عمل خویش در قیامت، گناه «زنا» مشاهده نماید و حیرت زده، سوگند یاد کند که هرگز این گناهان را مرتکب نگردیده است، و به وی خطاب شود که این گناهانِ جوانی است که به وسیلۀ تو تحریک گردید و به گناه افتاد ) . هنگامی كه خداوند در مورد امری آیه نازل می كند حجّت را تمام كرده است، و عصیان و سرپیچی از امر، بی چون و چرا موجب به بار آمدن عواقبی برای انسان می گردد ( آیات قرآن جاویدان بی چون و چرا محقّق می گردند ). در صورت سرپیچی از فرمان، ممكن است به نسبتِ میزان تقصیر، موقعیتی فتنه انگیز برای فرد مهیّا گردد تا با ارتكاب یك خطای سرنوشت ساز، استحقاق عذابی سهمگین یابد.

چو خواهد که مُلک تو ویران کند نخست از تو خلقی پریشان کند

و گر باشــدش بر تو بخشایشـی رساند به خلــق از تـو آسایشی- سعدی

ماجرای اصحاب سَبت در قرآن، یكی از این نمونه هاست*: «دربارۀ آن قریة نزدیك به دریا از ایشان بپرس.آنگاه كه روز سَبت(شنبه)را می شكستند؛ زیرا در روزی كه شنبه می كردند ماهیان آشكار برروی آب می آمدند و روزی كه شنبه نمی كردند نمی آمدند. اینان را كه مردمی نافرمان بودند چنین به فتنه و آزمایش انداختیم». [1147]

«و دانستید آن گروه را كه شنبه را شكستند، پس به آنان خطاب كردیم: بوزینگانی خوار و خاموش گردید. و آنان را عبرت معاصران و آیندگان و اندرزی برای پرهیزگاران گردانیدیم». [1148]

* یهودیان موظف بودند كه روز شنبه به كار و كسب مشغول نشده و به عبادت بپردازند. ساكنان قریۀ مورد اشاره كه اموراتشان از طریق ماهیگیری می گذشت، دچار ضیق شده بودند زیرا ماهی ها تنها در روز شنبه بر روی آب پدیدار می شدند و در دیگر روزها اثری از آنان نبود! ایشان نیز به انحاء گوناگون قانون الهی را نقض می کردند تا سرانجام به صورت بوزینه مسخ گردیدند.

ممكن است به سبب خطاكاری، شیطان بر انسان مسلّط گشته و وی را به خطاهای دیگر افكند: «از میان شما آنان كه در روز مقابلۀ آن دو گروه بگریختند، به سبب پاره ای از اعمال شان، شیطان به خطایشان افكنده بود...». [1149] ( خطاب است به گروهی از مسلمین و تنی چند از صحابه در غزوه اُحُد.)

ممكن است كه به سبب خطاكاری، خدا انسان را تنها به تدبیر و بخت خودش واگذارد تا به دست خود در وادی های هلاك دنیا گرفتار گردد؛ «هر بنده ای که از من فرمان بَرَد به دیگری اش نمی سپارم، و هر آن بنده ای که از فرمان من سرباز زند، او را به خودش وا می گذارم، آنگاه باکی ندارم که در کدامین وادی هلاک می گردد».[1150]

بعضی از گناهان، ظلم ها و تقصیرات بزرگ ممکن است سبب شود که آدمی صلاحیت هدایت را از دست داده و کارش به كفر و شقاوت ابدی كشد؛ «آنان كه روز جزا را دروغ انگاشتند. و آن روز را جز متجاوزی گناهكار دروغ نینگارد. چون آیات ما بر او خوانده شد، گفت: اساطیر پیشینیان است. حقّا كه اعمالشان و آنچه كه كسب كرده اند، زنگار و لایه بر قلب هایشان افکنده است». [1151]

چنین افرادی صلاحیت هدایت را از دست می دهند: «آیا می خواهید کسی را که خدا گمراه کرده است هدایت کنید؟ تو راهی پیش پای کسی که خدا گمراهش کرده نتوانی نهاد». [1152]

«بعضی از آنان به سخن تو گوش می دهند، ولی ما بر دلهاشان پرده افکنده ایم تا آن را در نیابند و گوشهایشان را سنگین کرده ایم و هر معجزه ای که بنگرند بدان ایمان نمی آورند...». [1153]