Loading...

حجه الوداع و واقعۀ غدیر خم

 

 

پیامبر اسلام (ص) در آخرین سال حیات خویش، اعلان عمومیِ حج دادند تا جمیع مسلمانان شبه جزیره به همراه آن حضرت اعمال حج را به جای آورند. هدف از فراخوان حجه الوداع، تبیین دو قانون مهم اسلام بود که هنوز برای مسلمانان رسماً و به طور کامل بیان نشده بود؛ حج و امامت. علی(ع) نیز که برای دعوت اهل یمن به آن سرزمین رفته بود در میان راه با دوازده هزار تن به رسول خدا(ص) ملحق گردید. بدین ترتیب یکصدو بیست هزار تن به سوی مکه حرکت کردند. پیامبر(ص) سه نام دیگر برای حجه الوداع برگزیدند: حجه البلاغ، حجه الکمال و حجه التّمام، که اشاره به آیات مهمی از قرآن دارد که در پایان مراسم حج آن سال نازل گردید.

در راستاي زمينه سازي براي ابلاغ امر «ولايت»، پیامبر(ص) در روز سيزدهم پس از نماز ظهر و عصر در مسجد خیف خطبه مهمی ایراد نموده و فرمود: «...ای مردم، حاضران به غایبان برسانند. چه بسیار کسانی که علم را منتقل می کنند ولی خود معنای آن را نمی دانند، و چه بسیار کسانی که علم را به کسانی که از خودشان عالم ترند منتقل می کنند. ای مردم، من دو امر گرانسنگ در ميان شما باقي مي نهم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. خدای لطیف خبیر به من خبر داده است که این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا سر حوض کوثر بر من وارد شوند، مانند این دو انگشتم(و حضرت دو انگشت سبّابه را کنار هم قرار داد) و نمی گویم مانند این دو (و حضرت انگشت سبّابه و وسط را کنار یکدیگر قرار داد) و فرمود: یعنی یکی بر دیگری مقدّم نیست و بر آن فضیلت ندارد. آگاه باشید که هر کس به آن دو متمسّک شود نجات یافته و هر کس با آن دو مخالفت کند هلاک شده است. آگاه باشید، به زودی مردانی از شما نزد حوض کوثر بر من وارد می شوند ولی آنها را از من دور می کنند. پس من می گویم: پروردگارا، اصحابم! و به من گفته می شود: یا محمّد، اینان پس از تو بدعت نهادند و سنّت تو را تغییر دادند. من نيز می گویم: دور باشند، دور... خدایا، هر کس با علی دشمنی کند، در زمین برای او جایگاهی قرار مده و در آسمان برای او جای صعودی مگذار و او را در فروترین درجه آتش قرار ده». رسول خدا(ص) به امّت خويش فرمود: «شما را سوگند مي دهم در مورد اهل بيتم. شما را سوگند مي دهم در مورد اهل بيتم. شما را سوگند مي دهم در مورد اهل بيتم». ایشان همچنین مردم را از شمشیر کشیدن به روی یکدیگر به انتقام خونهای ریخته شده در گذشته بر حذر داشتند. در این مقطع منافقان احساس خطر کردند و بین خود پیمان نامه ای را نوشتند که به «صحیفه ملعونه» مشهور است. در این پیمان نامه آمده بود كه: «اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد، اجازه ندهيم خلافت و جانشینی وی در اهل بیتش مستقر گردد». اینان این معاهده را کنار کعبه امضا کرده و هم قسم شدند. سپس آن را داخل کعبه زیر خاک پنهان کردند تا سندی الزامی برای خودشان باشد. پس در اين هنگام خداوند متعال آیات 79 و 80 سوره زخرف را بر پیامبر(ص) نازل فرمود: «أم أبرموا أمراً فإنّا مبرمون، أم یحسبون أنّا لا نسمع سرَّهُم و نجویهم بلی و رسلنا لدیهِم یکتبون... بلکه آنها تصمیم قاطع بر توطئه گرفتند. ما نیز اراده قاطع درباره آنها داریم. آیا آنها می پندارند که ما اسرار نهانی و نجواهايشان را نمی شنویم؟ آری، رسولان ما نزد آنان هستند و می نویسند».

رسول خدا(ص) در هیچ یک از خطابه های پیش از غدیر رسماً نام علی(ع) را به عنوان خلیفه پس از خود نبردند، زیرا نگران واکنش خطرناک «سازمان پرنفوذ نفاق» و در هم ریختن شیرازه اسلام بودند، اما هنگامی که در غدیر خم امر شد که رسماً علی(ع) را معرفی نماید و خداوند خود در آیه «والله یعصمک من النّاس» مهار منافقان را ضمانت فرمود، به این امر اقدام نمود.

نزدیک ظهر روز هجدهم ذی الحجه چون موکب رسول خدا(ص)به منطقۀ غدیرخم(محل جدا شدن راه شام و عراق و یمن و مدینه) نزدیک شد، پیغمبر(ص) به ناگاه مسیر خود را به سمت راست جاده تغییر داده و فرمودند:«ایها النّاس، اجیبوا داعیَ اللّه، أنَا رسول اللّه...ای مردم، دعوت کنندۀ خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم».دستور توقف به همراهان داده شد و مهلت دادند تا جلورفتگان بازگشته و عقب افتادگان نیز برسند. در این فاصله، رسول خدا(ص) به اصحاب نزدیک خود؛ سلمان،ابوذر،مقداد و عمّار دستور دادند تا در محلّ پنج درخت کهنسال، سایبانی درست کرده و از سنگ و جهاز شتران منبری به ارتفاع قامت یک انسان آماده کنند. پس از اجتماع بزرگ مسلمانان، رسول خدا(ص) نمازهای ظهر و عصر را با هم اقامه کرده و همراه با علی بن ابی طالب(ع) بر فراز منبر ایستادند. رسول خدا(ص) خطبه ای طولانی ایراد فرمودند که یک ساعت طول کشید.