Loading...

صفحه اصلی

ارتباط مهمّ قیام سیدالشهداء(ع) با قیام قائم آل محمد(ص)

 

ارتباط مهمّ قیام سیدالشّهداء(ع) با قیام قائم آل محمد(ص)

شیخ حرّ عاملی در کتاب جواهر السّنیّه از کامل الزیارات از حضرت صادق(ع) خبر مفصّلی را روایت کرده است که خلاصة آن این است: در شب معراج، خداوند تعالی حضرت خاتم الانبیاء(ص) را از مصائب وارده بر نفس مقدّس حضرت امام حسین(ع) و اولاد و اهل بیت آن حضرت و اسارت حرم محترم او و گریستن اهل آسمانها و زمین آگاه کرد و فرمود:«آن گاه از صلب حسین مردی را بیرون آرم که با او تو را یاری کنم. به درستی که شبح او تحت عرش نزد من است. او زمین را از عدل پر می کند و روی زمین را از قسط می پوشاند و به هرجا رود رعب با اوست. آن قدر بکشد که به وی شک کنند».رسول خدا(ص) پس از شنیدن آن مصائب و بشارت انتقام، در مقام تسلیم برآمده و عرض کرد:«إنا لله و أنا الیه راجعون».پس خطاب رسید:«سر خویش را بالا کن». فرمود:«به سوی مردی که رویش از تمام مردم زیباتر و بویش از همه پاکیزه تر بود نظر کردم. نور از میان دو چشم و بالای سر و زیر پای او ساطع بود. پس او را به جانب خویش خواندم. در حالتی که جامه هایی از نور در بر داشت و آثار هر خیر و نیکویی از چهره اش هویدا بود، به سوی من روی آورد. پس آمد و میان دو چشم مرا بوسید. آنگاه من به سوی ملائکه ای که در اطراف و جوانب او بودند نظر کردم. بسیاریِ آنها به حدّی بود که جز ذات مقدّس حق تعالی کسی شمارة آنان را نداشت».[976]

«جبرئیل به من خبر داد که امّتم بر علی ستم کنند و او را از حقّش باز دارند و شهید نمایند و فرزندانش را نیز به قتل رسانند و بر آنان ظلم روا دارند. جبرئیل از جانب پروردگار اطلاع داده که این ظلم ها بالاخره پایان می پذیرد؛ چون قائمِ آنان ظهور کند و نام آنها بالا گیرد و همۀ امّت دوستدار آنان گردند، دشمنان آنها اندک و بدخواه آنان خوار شود و ستایشگرانشان افزون گردد. و این در زمانی است که اوضاع شهرها تغییر کند و مردم ناتوان گردند و از فرج امام زمان مأیوس شوند. در آن هنگام قائم در میان امّت آشکار شود...».[977] 

در آخر سیمان49 از کتاب شعیای نبیّ(از پیامبران بنی اسرائیل) در واقعة حضرت سیّد الشهداء(ع) آمده است که خداوند می فرماید:«ای فرزند حبیب من، به خاطر نرسانی که در این زحمت و مصیبت که به مصلحت های بسیار گرفتار شده ای، من تو را فراموش کرده ام...خواستم که به واسطة تو حجّت هایم را بر همة مخلوقات تمام کنم و به این جهت تو را خلاص نکردم و چنان ندانی که من تو را فراموش کردم، چرا که اگر مادر فرزند خود را فراموش کند من نیز تو را فراموش خواهم کرد. بلکه اگر مادر فرزند خود را فراموش کند، من تو را فراموش نخواهم کرد. پس به ید قدرت خود تو را همراه با ده تنِ دیگر در آن شهر علم انداختم تا دو شهر علم به وجود آید و آنها دیوارها و حصارهای آن شهر باشند. و امکان ندارد ارادة آنان که می خواهند نسل شما را منقطع کنند به اتمام رسد. بلکه آنها در حالی که به نفاق و اعمال خود گرفتارند از دنیا خواهند رفت... آن زمینی که به تو تعلّق داشت و به سبب منافقین خراب و بیابان شده بود؛ در آن وقت جمعیّتی به تو خواهم داد که آن زمین برای سکنای ایشان تنگ خواهد بود. پس آنانی را که در آن روز تو را از نوشیدن آب باز داشتند، از روی زمین محو خواهم نمود. در آن زمان از آن فرزندانی که در زمانی که تو خود را بی اولاد می پنداشتی از تو به وجود آمده اند به گوش خود خواهی شنید که به تو خواهند گفت: وسعت همة زمین برای آن که ما در آن ساکن شویم کم است، پس آن را وسیع ساز.پس تو در دل خود خواهی گفت: آنها را برای که متولد گردانید؟ حال آن که من خود را بی اولاد می پنداشتم؛ زیرا در وقتی که دل از دنیا برکندم و اولاد خود را کشته و عیال خود را اسیر و سرگردان دیدم، گمان کردم که از نسل من کسی در دنیا نخواهد ماند؛ زیرا همة مردم دست از اعانت من برداشته و مرا تنها گذاشتند. پس اینهایی را که حالا می بینم کجا بودند؟ پس من که خداوند تو هستم به تو می فرمایم: ای بندۀ من، بدان که هنوز نیامده است آن زمانی که دست قدرت خود را به سوی عجمان دراز خواهم نمود و لوای خود را در میان آنها بلند خواهم ساخت تا پسران تو را در میان بغل ها و دختران تو را در بالای دوش های خود به راه برند. پادشاهان مربّی آنها و زنان ایشان دایگان اولاد تو خواهند بود. آنها صورتهای خود را بر خاک گذاشته و به تو تعظیم خواهند نمود و از روی اخلاص خاک قدم تو را به زبان خود گذاشته و خواهند خورد و آن وقت خواهی دانست که منم خداوند مهربان که هرگز نمی گذارم آنانی که امید خود را در من نهاده اند شرمنده شوند... همة آنان که دیوان تو را کرده اند، من به عدالت دیوان ایشان را خواهم کرد و همة اولاد تو را مستخلص خواهم گردانید و به دشمنان تو گوشتهای خودشان را خواهم خورانید و خون ایشان را مانند شراب صاف نشده به ایشان خواهم نوشانید و این تنبیهی است برای ایشان که در این دنیا مقرر خواهم نمود».[978]

 

امام باقر(ع)در شأن نزول آیۀ33 سورۀ اسراء؛«...و من قُتِلَ مظلوماً فَقَد جَعَلنا لِوَلیهِ سُلطانا فَلا یُسرِف فی القتل اِنّه کانَ منصوراً...هر کس به ستم کشته شود، به طلب کنندۀ خون او قدرت و اختیاری داده ایم پس در انتقام حد نگه دارد که به تحقیق او یاری شده است»می فرماید:«منظور از مقتول، امام حسین(ع) و منظور از ولیّهِ، حضرت بقیه اللّه(عج)می باشد».و نیز می فرماید:«حسین(ع) مظلوم کشته شد و ما اولیاء و وارثان خون او هستیم و قائم ما خونخواهی حسین(ع) را خواهد کرد. پس هر کسی را که به قتل آن حضرت راضی بوده است، به قتل می رساند تا آنجا که خواهند گفت: او در کشتار اسراف می کند».[979]امام صادق(ع)در تأویل قول خدای تعالی:«أُذِنَ لِلَذّینَ یُقاتَلونَ بِأَنَّهُم ظُلِموا و إنَّ اللّهَ علی نَصرِهِم لَقَدیر... به آنانی که مورد ظلم قرار گرفتند اذن جنگ داده شد، و خداوند بر یاری ایشان تواناست »[980]می فرماید:«...مراد از این آیه قائم(ع)است که برای خونخواهیِ امام حسین(ع) خروج خواهد کرد...».[981]و نیز می فرماید:«سورۀ فجر را در نمازهای واجب و مستحبی خود بخوانید زیرا سورۀ امام حسین(ع) است»،و در تفسیر«والفجر»می فرماید:«مقصود سپیده دم ظهور قائم(ع) می باشد».[982]

 عزای شیعه از روز رحلت رسول خدا(ص) آغاز شد و در عاشورا به اوج رسید و تا روز ظهور خونخواه موعود(عج) ادامه خواهد داشت. صحنه ها و لحظه های عاشورا هر روز به صورت زنده در برابر دیدگان حضرت صاحب الزّمان(عج) بوده و ایشان هر صبح و شام عزادار جدّ بزرگوار خود هستند و به ایشان خطاب می کنند: «اگر روزگار مرا به تأخیر افکند و تقدیر مرا از یاری تو در روز عاشورا باز داشت، اینک صبح و شام بر تو ندبه می کنم و اگر اشک چشمانم تمام شد، به جای اشک از دیده خون می فشانم»- از زیارت ناحیۀ مقدسه.

آجَرَکَ اللّه یا بقیه اللّه فی مصیبت جَدِّک حسین(ع). امام عصر(عج) می فرماید: «هر که بر مصیبتهای جدّ غریبم بگرید و سپس برای فرج من دعا نماید، من برای حوائج او دعا می کنم».آن حضرت هنگام ظهور خطاب به جهانيان مي فرمايد: «ألا يا اهل العالم إنّ جَدّي الحسين قَتَلوهُ عطشانا... آگاه باشيد اي اهل عالم كه جدّم حسين را تشنه كشتند».

در حدیث متواتر است که: «زمین هیچ گاه از حجّت حق خالی نیست». همواره نبیّ یا وصیّی بر زمین وجود داشته است، و حجّت حقِّ زمانِ ما که بنا بر فرمایش حضرت خاتم الانبیاء(ص) در خطبۀ غدیر، امروز تنها دلیل برپاییِ کائنات می باشد، بامداد و شامگاه در مصیبتی سوگوار است که آسمانها و زمین را بی تاب کرد*. شیعیان حقیقی نیز به تأسّی از آن حضرت هر روز در این مصیبت عظیم سوگوارند و این سوگواری را تا روز بازگشت امر از محور سقیفه به محور غدیر و خونخواهی از نظام ظلم جهانی ادامه می دهند. تشیّع، دین عزا و پرچم های سیاه است و جشن آن هنگامی بر پا می گردد که نظام عدل الهی تحت حاکمیت دوازدهمین وصیّ پیامبر اسلام(ص) بر گسترۀ زمین حاکمیت یابد.

*از اول خلقت تا آخر، هیچ مصیبتی با این شدت برای هیچ مخلوقی روی نداده و نخواهد داد.

(لطفاً در مورد این زیارت بسیار پر فضیلت و با اهمیت، از پایگاه اینترنتیِ www.montaghem.com دیدن فرمایید).

در روز عاشورا، هنگامی که گروهی از ملائکۀ الهی با ابراز بی تابی فراوان در پیشگاه حضرت احدیت، سرانجام اذن یاریِ امام حسین(ع) را یافتند به سوی زمین شتافتند اما چون فرود آمدند آن حضرت را کشته یافتند. پس پروردگار بدیشان فرمود که بر سر خاک حسین(ع) بمانند تا خونخواه وی، قائم آل محمد(ص) ظهور نماید. حضرت امام رضا(ع) فرمود: «...چهار هزار فرشته برای یاری او به زمین آمدند و او را کشته یافتند و بر سر قبرش پریشان و غبارآلود بماندند تا قیام قائم(ع)، و از یاران او باشند و شعارشان یا لِثارات الحسین* است».

یا قائم آل محمد(ص)          خون مظلوم تو را می خواند

 

*«بیایید به طلب خون حسین». یکی از القاب سیدالشّهداء «ثاراللّه» است، یعنی؛ «کسی که خداوند خونخواه اوست». یکی از نمادهای تشیّع، پرچم سرخ رنگی است که بر فراز حرم حسینی در اهتزاز است. از پیش از ظهور اسلام در جزیره العرب، معنای افراشته بودن پرچم سرخ بر فراز یک خانه بدین معنا بود که اهل آن، کشته ای داده اند که خونخواهیِ او ادامه دارد.

ابن شبيب مي گويد: وارد شدم بر مولايم ابي الحسن الرّضا در روز اول محرم. امام(ع) به من فرمود: «اي ابن شبيب... محرم ماهي است كه اهل جاهليت ظلم و كشتار را در آن ممنوع كرده بودند، اما اين امّت نه احترام اين ماه را نگاه داشته و نه احترام پیامبرشان را. در این ماه دستشان به خون ذريۀ پيامبر(ص) آلوده شد. فرزندان او را کشتند و زنان حرمش را اسیر کردند و چادرها را غارت کردند، و خدا هرگز این گناه آنان را نمی بخشد. اي ابن شبيب، اگر مي خواهي بر امري گريه كني، بر حسين بن علي بن ابي طالب گريه نماي. حسين بن علي(ع) كشته شد همان گونه كه قوچ را سر از تن جدا مي كنند و نيز كشته شدند به همراه او هجده مرد از خاندانش كه بر زمين مانندي نداشتند. پس آسمانهاي هفتگانه و زمين بر وي گريستند. اي ابن شبيب، پدرم از پدرش برايم بازگو كرد كه هنگامي كه جدّم حسين بن علي(ع) كشته شد آسمان باران خون باريد. اي ابن شبيب، اگر مي خواهي خداوند را ديدار كني و بر تو گناهي نباشد پس زيارت نما قبر حسين(ع) را... اي ابن شبيب، اگر مي خواهي شريك باشي با ثواب شهيدان در ركاب حسين بن علي(ع)، هرگاه اين مصيبت را يادآور مي شوي از سويداي جان بگو: يا لَيتَني كُنتُ مَعَكُم فَاَفوزَ فوزاً عظيماً  اي ابن شبيب، اگر مي خواهي در درجات اعليِ بهشت با ما خاندان باشي با مصيبت و حزن ما محزون و با سرور ما مسرور باش و بر تو باد به ولايت و دوستي ما كه اگر كسي در دنيا سنگي را دوست بدارد، خداوند در قيامت او را با همان سنگ محشور مي فرمايد».

رمز تقرّب به حضرت ولیّ عصر(عج)- (با استفاده از کتاب «چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی»؛ حسین گنجی): تنها مانع ارتباط با خدا و محبوبان او، گناه است. گاهی قلب انسان با گفتن یک «یا الله» یا خواندن یک دعا و تلاوت یک سوره از قرآن و دادن صدقات، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلیظ است و به سادگی قابل رفع نیست. گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّۀ گناه را محو و نابود می کند. در روایات متعدد وارد است که یک قطره اشک بر امام حسین(ع) گناهان کبیره را محو ساخته و آتش جهنّم را خاموش می سازد. «سفینه الحسین اَسرَعُ و اَوسَعُ و اَنفَذ»؛ کشتی امام حسین(ع) سریع ترین، وسیع ترین و نیرومندترین وسیله ها برای رسیدن است. هر کس وارد این کشتی شد، ره صد ساله را یک شبه پیمود. گریستن بر امام حسین(ع) دل را پاک و نورانی ساخته و انسان را مستعد ارتباط با حضرت ولیّ عصر می سازد. گریستن بر امام حسین(ع) تا بدانجا فضیلت و اهمیت دارد که حضرت صادق(ع) فرمود: «فَمَن بَکی علی الحسین(ع) فَقَد اَدّی حقّنا... هر کس بر امام حسین(ع) بگرید، حق ما را ادا کرده است»- بحارالانوار؛ 45.

از سید عبدالکریم پینه دوز(ره) که هر هفته به محضر امام عصر(عج) شرفیاب می گردید سؤال کردند: چگونه موفق به دیدار آن حضرت شدید؟ پاسخ داد: یک شب پیامبر ختمی مرتبت(ص) را در عالم رؤیا زیارت کردم. گفتم: یا جدّاه، یا رسول الله، بسیار علاقه دارم به محضر فرزند شما برسم و هر چه می کنم میسّر نمی شود. این امر چگونه امکان پذیر است؟ فرمود: سید عبدالکریم، فرزندم، اگر می خواهی خدمت امام زمان برسی، روزی دوبار؛ اول صبح و اول شب بنشین و بر حسینم گریه کن. می گوید: از خواب بیدار شدم و یک سال این برنامه را ادامه دادم. صبح ها می نشستم و روضۀ کربلا را می خواندم، غروب هم می نشستم مقتل می خواندم و گریه می کردم. پس از یکسال دیدم که راه باز شد.

زيارت عاشورا

«سلام بر تو اى اباعبدالله، سلام بر تو اى فرزند رسول الله، سلام بر تو اى فرزند امیرالمؤمنین و اى فرزند سرور اوصیا، سلام بر تو اى فرزند فاطمه سرور بانوان عالمين، سلام بر تو اى کسى که خونخواه تو و  پدر بزرگوارت خداوند است، و اي تنهاي مظلوم. سلام بر تو و بر ارواح پاکى که در كنار حرم تو آرميده اند. بر جمیع شما تا ابد از من درود خداوند باد، تا هنگامي كه شب و روز بر قرار است. اى اباعبدالله همانا عزايت بزرگ شد و مصیبتت بر ما و تمام اهل اسلام بزرگ گشت، و بزرگ گشت مصیبتت در آسمانها بر جمیع اهل آسمان. پس خداي لعنت فرمايد امّتى که اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بیت رسول بنیاد نهادند و خداي لعنت فرمايد امّتى را که شما را از مقام خود بازداشتند و شما را منع كردند از رتبه‏ هایى که خداوند به شما اختصاص داده بود. و خداي لعنت فرمايد آن امّتى که شما را کشتند و لعنت فرمايد آن مردمى را که از امراى ظلم و جور براى قتال با شما اطاعت کردند. من به سوى خدا و به سوى شما از آن ظالمان و پیروان و دوستانشان بیزارى مى‏جویم. اى اباعبدالله من تا روز قیامت در صلح هستم با هر که با شما در صلح است و در جنگ هستم با هر که با شما در جنگ است. خداوند لعنت فرمايد آل زیاد و آل مروان را، و خدا لعنت فرمايد بنى­امیه را به تمامی، و لعنت فرمايد پسر مرجانه را، و لعنت فرمايد عمر سعد را، و خدا لعنت فرمايد شمر را، و خدا لعنت فرمايد گروهى را که اسبها را براى جنگ با حضرتت زین و لگام كردند و براى جنگ با تو مهیا گشتند. پدر و مادرم به فداى تو، به تحقيق كه مصیبتت بر من سنگين شد. پس از خداوندى که مقام تو را گرامى داشت و مرا به واسطه تو كرامت بخشید، درخواست می­کنم که روزى من گرداند تا با امام منصور از اهل بیت محمد صلى الله علیه وآله خونخواه تو باشم. پروردگارا، مرا به واسطه حضرت حسین نزد خود در دو عالم وجیه و آبرومند قرار ده. اى اباعبد­الله، من به سوي خداوند و رسولش و اميرالمؤمنين و حضرت فاطمه و حضرت حسن و به حضرت تو تقرّب مى‏جويم به محبت و دوستى تو و بیزارى از کسى که اساس اين فاجعه را پايه گذاري كرد و بنا نهاد بر آن بنيانش را و روان كرد ظلم و بيدادش را بر شما و شيعيان شما. من به درگاه خداوند و  نزد شما از ايشان بیزارى مى‏جویم و به سوي خدا و سپس به سوي شما تقرّب مي جويم به واسطۀ دوستى شما و دوستى دوستان شما و به سبب بیزارى جستن از دشمنان شما و بیزارى از مردمى که با شما به جنگ و مخالفت برخاستند و پیروانشان. من در صلحم با هر کس که با شما در صلح است و در جنگ هستم با هر کس که با شما در جنگ است و دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان شما. پس از کرامت حق درخواست مى‏کنم به معرفت شما و دوستان شما مرا گرامى سازد و بیزارى از دشمنان شما را روزى من فرماید و مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهد و قدم صدقم را نزد شما در دو عالم ثابت بدارد، و از خداوند درخواست می­کنم که مرا به مقام محمود شما نزد خود برساند، و خونخواهي شما در ركاب امام هدايتگر آشكار و گوياي به حق از خاندان شما را روزي من فرمايد، و درخواست مي كنم از خداوند به حق شما و به شأني كه نزد او داريد كه عطا فرمايد مرا به سبب اين مصيبت زدگي برترين چيزي را كه عطا فرمايد به مصيبت زده اي به سبب مصيبتش. چه بزرگ است آن مصيبت و بر عزادارانش در اسلام و در جميع آسمانها و زمين. پروردگارا، مرا در این مقامي که هستم از آناني قرار ده که درود و رحمت و مغفرتت شامل حال آنهاست. پروردگارا، حيات مرا حيات محمد و آل محمد و مرگ مرا(در حال دوستي) محمد و آل محمد قرار ده. پروردگارا، این روز (عاشورا) روزى است که مبارک می دانستند آن را بنى امیه و پسر زن جگرخوار، آن لعنت شدۀ پسر لعنت شده بر زبان تو و زبان رسول تو صلى الله علیه و آله در هر منزل و توقفگاهي که رسول تو توقف داشت. پرورگارا، لعنت فرست بر ابي سفیان و معاویه و یزید بن معاويه كه بر همه آنان باد لعنت ابدى. و این روز روزى است که آل زیاد و آل مروان شاد شدند به واسطۀ قتل حسین صلوات الله علیه. پروردگارا، پس تو لعن و عذاب الیم آنان را چندین برابر گردان. پروردگارا، من به تو تقرّب می­جویم در این روز و در این جايگاه و در تمام روزهاي زندگى ام به بیزارى جستن و لعن بر آنان، و به دوستى پیغمبر تو و خاندان او كه سلام بر ايشان باد.

(به نيت صد مرتبه:) پروردگارا، تو لعنت فرست بر اوّلين ظالمى که در حق محمد و آل محمد(ص) ظلم و ستم کرد و ديگرى را که از او در اين ستم تبعیّت کرد. پروردگارا، بر گروهى که علیه حسین به جنگ برخاستند و همراهي نمودند و پيمان بستند و تبعيت كردند در قتل او لعنت فرست. پروردگارا، بر تمامي ايشان لعنت فرست.

(به نيت صد مرتبه:) سلام بر تو اى اباعبدالله و بر ارواح پاکى که در جوار تو آرميده اند. بر شما باد از سوي من سلام ابدي خدا تا مادامى که شب و روز برقرار است، و خدا این زیارت مرا آخرین زيارت حضرتت قرار ندهد. سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب حسین.

پروردگارا، مخصوص گردان لعنت مرا بر اولین ظالم و آغاز كن به آن لعنت اولين را، و آنگاه دومین و سوّمین و چهارمین. پروردگارا، لعنت فرست بر یزید پنجمين آن ظالمين. و لعنت فرست بر عبیداله بن زیاد پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر و آل ابى سفیان و آل زیاد و آل مروان تا روز قیامت.
(ذکر سجده:) خدایا ستایش مى­کنم تو را به ستایش سپاسگزاران تو در اين مصيبت زدگي. سپاس خداي را بر بزرگي عزايم. پروردگارا، شفاعت حسین را در روزى که بر تو وارد می­شوم نصیبم گردان و قدم صدق مرا نزد خود با حسين و اصحاب حسين ثابت بدار، آنان كه بذل كردند جان خود را در راه حسين(ع)».

فضيلت زيارت عاشورا:  زیارت عاشورا يك حدیث قدسی است. بنا بر روایت صفوان، جبرئیل امین این زیارت را از سوي خداوند متعال برای پیامبر(ص) قرائت نمود و این زیارت از طریق معصومین به امام باقر(ع) رسید و از طریق این امام معصوم به دست شیعیان رسیده است. امام صادق(ع) به صفوان فرمود: «زیارت عاشورا را بخوان و بر آن مواظبت کن، به درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می کنم؛ اول زیارتش قبول شود، دوم سعی و کوشش او شکور باشد، سوم حاجات او هر چه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا امید از درگاه او برنگردد زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد».[1]

امام صادق(ع) همچنين فرمود: «هرکس بوسیله خواندن زیارت عاشورا، جدم حسین(ع) را زیارت کند، چه از راه دور یا نزدیک، به خدا قسم كه خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او ارزاني مي دارد».

امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: «پس از آن که به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زیارت عاشورا را بخوان. هنگامی که این زیارت را خواندی در حقیقت او را به چیزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زیارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نویسد و از تو هزار هزار سیئه محو می نماید و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند، حتی در درجات آنها هم شریک می شوی».[2]

در روایاتي دیگر از معصوم می خوانیم: «اگر مردم می دانستند زیارت امام حسین(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و حسرت رسیدن به آن پاداش ها جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد».[3]



[1] - بحارالانوار؛ ج ۹۸.

[2] - کامل الزیارات؛ ص ۷۴.

[3] - بحارالانوار؛ ج ۱۰۱.